X
تبلیغات
ملت رسول الله (ص) - جانشين سازمان حفاظت اطلاعات سپاه در گفت وگو با صبح صادق!!

ملت رسول الله (ص)

شُکر، خدا را که در پناه حسینم عالم از این "خـوب تر" پناه ندارد

جانشين سازمان حفاظت اطلاعات سپاه در گفت وگو با صبح صادق!!
¤به عنوان مقدمه گفت وگو در رابطه با تاريخچه تشكيل سازمان حفاظت اطلاعات و مجموعه عواملي كه باعث شد اين سازمان شكل بگيرد، بفرماييد.
حفاظت اطلاعات درگذشته بخشي از واحد اطلاعات سپاه بود، آن موقع كه واحد اطلاعات سپاه تشكيل شد يك مأموريتي داشت و آن مقابله با ضد انقلاب ، گروهك هاي نفاق و گروه هايي كه به هرحال به نحوي مقابل نظام جمهوري اسلامي ايستاده بودند و توطئه مي كردند، بود. آن زمان در حين مبارزه با گروهك هاي ضدانقلاب ، يك بحثي مطرح بود كه ممكن است آنها نفوذي هايي در مجموعه سپاه داشته باشند يا به نحوي با نفوذ در اطلاعات سپاه، بتوانند اطلاعات را به هم كيشان شان منتقل كنند. به همين جهت يك بخشي در واحد اطلاعات به اسم حفاظت پرسنل تشكيل شد و اين روند تا تشكيل وزارت اطلاعات درسال 63 ادامه داشت. بدين ترتيب واحد اطلاعات به سه بخش تقسيم شد. يك بخش با وزارت اطلاعات ادغام شد ، بخش ديگر واحد اطلاعات سپاه را با وظايف جديدش كه صرفاً اطلاعات نظامي بود ، تشكيل داد و بخش سوم هم به عنوان حفاظت اطلاعات سپاه باقي ماند. در واقع آغاز تشكيل سازمان حفاظت اطلاعات سپاه در سال 63 بدين صورت بود. مأموريت اين مجموعه هم كه در سال 1370 به تصويب مقام معظم رهبري رسيد به عنوان يك سازمان مستقل ، به شكل سلسله مراتب مستقل و متمركز در تابعيت مستقيم فرماندهي معظم كل قوا ، كشف ، شناسايي ، بررسي ، پيگيري ، مقابله و خنثي سازي طرح ها، برنامه ها و فعاليت هايي كه منجر به براندازي ، جاسوسي، خرابكاري، ايجاد نارضايتي و اختلال در مأموريت سپاه و مقابله با نفوذ جريانات سياسي و انحرافي در درون سپاه، بود تعيين و ابلاغ شد.

¤ اوايل انقلاب سازمان سپاه شكل و انسجام الآن را نداشت، آنهايي هم كه آن را شكل داده بودند، افرادي بودند كه هيچ گونه سابقه كار نظامي نداشتند و اگر هم داشتند خيلي محدود بود و كار حفاظتي نيز به آن شكل انجام نداده بودند. اين رسيدگي به مسائل حفاظتي در آن ايام چطور شكل و سازمان گرفت كه باعث شد سپاه به اين دوام و قوام برسد ؟

يكي از مشكلات اين بود كه مركزي جهت انتقال آموزش هاي اطلاعاتي به نيروهاي جديد سپاه نداشتيم وتقريباً هر آن چه نيروها آموخته بودند ، آموزه هاي تجربي بود. چون انقلاب ما انقلابي بود كه در مقابل شرق وغرب ايستاده بود و هيچ كدام از سازمان هاي اطلاعاتي موجود در دنيا حاضر نبودند تجربه اي را به مجموعه سپاه منتقل كنند. به عبارت ديگر يك كار كاملاً خودكفا، خود اتكا، مستقل، با تكيه بر تجارب شخصي و سازماني خود سپاه بود. در اين ميان به تنها موردي كه مي توان اشاره كرد ، نوشته ها و آموزش هاي مكتوبي بود كه از تيم ضداطلاعات آن موقع رژيم شاه و ساواك بدست مي آمد. البته آن هم به شكل مكتوب نه به شكل دوره هاي آموزشي و روش هايي كه قابل انتقال باشد . زيرا مباني ما كاملاً با مباني زمان شاه يا دوران طاغوت مقابل هم قرار داشت. چرا كه مباني اطلاعاتي آنها متكي به آموزش هاي آمريكا ،اسراييل و انگلستان بود و اين از نظر مباني و اساس كاملاً نقطه مقابل آموزش هاي اطلاعاتي مبتني بر تفكر اسلامي و ديني حضرت امام و انقلاب ما قرار داشت.

¤ زماني كه درگيري هاي مرزي آغاز شد ، بعضاً فرماندهان و كاركناني كه در مناطق درگيري حضور داشتند به مسائل حفاظتي توجه آنچناني نمي كردند. بفرماييد علتش چه بود و چرا مسائل حفاظتي رعايت نمي شد؟

جنگ تحميلي يك جنگ ناگهاني و غافلگيرانه اي بود كه نظام با آن مواجه شد. در آن زمان سپاه براي مقابله با يك تهاجم سنگين و وسيعي مثل جنگ تحميلي تشكيل نشده بود. از اين رو نيرويي كه مقابل دشمن ايستادگي كرد ، نيروهاي مردمي بودند. نيروهايي كه به شكل سازمان نيافته وارد جبهه ها شده بودند و همان ها به تدريج گردان ، تيپ و لشكر را تشكيل دادند. از سوي ديگر چون از ريشه كسي متوجه رعايت نكات حفاظتي نبود به تدريج مشكلات و معضلات ناشي از عدم رعايت مسائل حفاظتي نمود پيدا كرد. اين امر موجب شد تا همه فرماندهان بالاتفاق ، احساس كنند اتفاقات و حوادثي كه رخ مي دهد به علت عدم رعايت مسائل حفاظتي در همه ابعاد آن است ، البته ما در عمليات هاي اوايل سال 59، 60 و 61 شايد خيلي اين نياز را احساس نمي كرديم. هرچند باز نفوذي هايي داشتيم كه اطلاعات و اسناد را منتقل مي كردند، اما وقتي در مرحله اي از جنگ يعني از رمضان ، محرم، والفجر مقدماتي و حتي تا خيبر و بدر به عدم الفتح رسيديم ، احساس شد خلايي در اين ميان وجود دارد. بنابراين بعد از اين عدم الفتح ها ضرورت مباحث حفاظتي طرح و احساس شد بايد مجموعه اي تشكيل بشود كه وظيفه و مأموريتش توجه خاص و ويژه به رعايت نكات حفاظتي باشد تا بدين طريق مانع نفوذ دشمن و درز اطلاعات شود. بدين ترتيب تقريباً از سال 63 مجموعه اي به اسم حفاظت اطلاعات در جبهه ها ايجاد شد. البته قبل از آن هم بود ولي حضور پر رنگي نداشت .

¤در دوران دفاع مقدس ما شاهد هستيم كه بعضي از عمليات ها مثل عمليات قادر با شكست مواجه مي شود يا در عمليات هاي ديگري همچون بدر ، خيبر و رمضان كه در منطقه هور صورت مي گيرد به اهداف پيش بيني شده دست پيدا نمي كنيم . اوج اين موضوع بر مي گردد به كربلاي 4 كه با شكست مواجه مي شود . حال بادر نظر گرفتن اين نكته، چرا در اين عمليات ها نكات حفاظتي به نحو احسن پيش بيني و اجرا نمي شد؟

عدم الفتح ها همه اش به مسائل حفاظتي برنمي گشت . زيرا مشكلات زيادي در راه رسيدن به اهدافي كه در عمليات ها در نظر گرفته مي شد از تجهيزات گرفته تا مسائل پشتيباني و نيروي انساني و از سوي ديگر افزايش روز افزون توانايي هاي دشمن وجود داشت. علاوه براين عدم آموزش هاي كافي، نداشتن سازمان منظم و منسجم رزمي و عدم انتقال مطالب علمي و فني در طراحي هاي حفاظتي سبب مي شد يك سري اشتباهاتي را انجام دهيم كه نيروهاي ما نتوانند درست به اهداف مورد نظرشان برسند. در كنار اين موارد بايد ضعف در نقل و انتقالات و استفاده از وسايل و تجهيزات را نيز به موارد مورد اشاره اضافه كرد.
در عمليات كربلاي 4 حجم كارهاي حفاظتي بيشتر از والفجر 8 انجام شد. يعني درهمه ابعاد، حجم بالايي از اقدامات حفاظتي را با كمك فرماندهي انجام داديم، اما عوامل ديگري در لو رفتن عمليات يا آمادگي دشمن وجود داشت كه متاسفانه در كربلاي 4 نتوانستيم به اهداف مان برسيم با اين وجود بلافلاصله بعد از آن در وقفه كوتاهي كه پيش آمد عمليات كربلاي 5 را از نقطه بالاتر در منطقه شلمچه آغاز كرديم و دشمن به نحوي، درآن نقطه غافلگير شد . زيرا فكر مي كرد بعد از اين عمليات يكسال ديگر عمليات انجام مي دهيم و همين علت باعث شد تا عمليات موفق شود. البته نمي خواهم بگويم در عمليات كربلاي 4 توجهي به مسائل حفاظتي نمي شد، حتي نسبت به عمليات هاي ديگر كه انجام گرفته بود ،حجم كارهاي حفاظتي و اطلاعاتي بيشتر شده بود با اين حال حتماً نقص ها و اشكالاتي وجود داشت كه عمليات با موفقيت همراه نشد.

¤اما عمليات والفجر 8 كه در تاريخ دفاع مقدس نقطه عطف رعايت نكات حفاظتي در سپاه محسوب مي شود ، چگونه صورت گرفت؟

وقتي بحث از عمليات والفجر 8 شد يكي از مسائلي كه طرح شد اين بود كه احساس شد كه ما بايد حتماً اين عمليات را با قدرت انجام بدهيم و يكي از نقاط قدرت و قوت ما هم رعايت مسائل حفاظتي باشد. يعني بايد بتوانيم دشمن را كاملاً غافلگير كنيم تا موفق شويم. چون تقريباً در همه مناطق خصوصاً جنوب، دشمن منطقه را كاملاً مسلح كرده بود. لذا شكست ها يا به عبارت ديگر عدم الفتح ها، همه فرماندهان و مسئولان را به اين نقطه رساند كه در عين تقويت نيروهاي خودي ، سازماندهي ، آموزش ، انتخاب محل مناسب و ضربه پذير دشمن، نكته ديگري را هم كه بايد خوب دقت شود، رعايت كامل مسائل حفاظتي است. اين مهم با همكاري كامل ، درك ضرورت درست از مسائل حفاظتي و آمادگي هاي خوبي كه ايجاد شد، توانستيم دشمن را 100 درصد غافلگير كنيم .در اين غافلگيري به حدي بود كه تا دو سه روز اول فكر مي كردند عمليات اصلي در منطقه ديگري است. زيرا هور را به عنوان منطقه فريب انتخاب كرده بوديم و همه تلاش مان هم اين بود كه دشمن متوجه منطقه هور شود كه شد. اين موجب شد تا دشمن تمام تلاشش را صرف هور كند و از منطقه فاو غافل شود. پس يكي از پارامترهايي كه موثر واقع شد رعايت مسائل حفاظتي بود. بر اين اساس اوج مسائل حفاظتي را عمليات والفجر 8 مي دانيم. براي همين است كه ما روز حفاظت اطلاعات را روز 20 بهمن هر سال انتخاب كرديم.

¤ در والفجر8 همان طور كه اشاره كرديد با رعايت يك سري بحث هاي اطلاعاتي و حفاظتي منطقه هدف فتح شد. در اين بين براي از بين بردن تمركز دشمن چه اقداماتي صورت گرفت ؟

در پوشش عمليات والفجر 8 ، سه تا كار انجام گرفت .اولين اقدام انتخاب منطقه فريب بود. قبل از عمليات والفجر 8 سپاه و ارتش با هم عمليات مشترك انجام مي دادند، اما دراين مقطع از جنگ قرار شد سپاه و ارتش هر كدام خودشان به صورت مجزا تك بزنند .بر اين اساس ارتش، شلمچه و سپاه، فاو را انتخاب كرد ومقرر شد هر كدام موفق شدند آن منطقه اصلي باشد. بدين ترتيب سپاه عمل كرد و موفق شدخط را بشكند و منطقه را تصرف كند. اما ارتش در عملياتش كه شلمچه بود موفق نشد. علاوه بر اين سپاه عمليات ديگر ي هم در منطقه ام الرصاص و بوآرين انجام داد كه قرارگاه نجف مسئولش بود .اين هم در واقع يك تك پشتيباني بود.
يك سري كارهاي مهندسي هم در منطقه سومار انجام داديم. اين منطقه هم منطقه فريب بود.


¤ظاهرأ اولين حضور نيروهاي حفاظت در عمليات ها از عمليات بدر شروع شد،همين طور است؟

حضور موثر بله ، البته نه اينكه حفاظت نبود بلكه حفاظت قبلش هم بود ولي تا قبل از بدر كار سنگين حفاظتي نداشتيم. در عمليات بدر نسبتاً كار حفاظتي مناسبي انجام شد و همان زمينه اي شد براي اينكه ما بتوانيم كارهاي عميق تر و با كيفيت بالاتري در عمليات بعدي مان كه همان والفجر 8 بود، انجام دهيم.

¤دربحث رعايت نكات حفاظتي يك بخشش عمليات هايي بود كه توسط ايران انجام مي شد و بخش ديگر آن برمي گردد به عمليات هايي كه از سوي عراق صورت مي گرفت. براي آن بخش چه توضيحي مي توانيد ارائه دهيد؟

ما از عمليات بيت المقدس تا والفجر10در تهاجم بوديم، ولي عمليات بزرگ و سرنوشت سازي به استثناي اواخر جنگ يعني ماه هاي پاياني جنگ تا بعد از قطعنامه از عراق نديديم. در اين ايام ، عراق از فاو شروع كرد بعد زد به هور و شلمچه و همين طور آمد و مناطق بيشتري را تصرف كرد . اين موفقيت هاي عراق هم بخشي از آن به دليل رعايت نكردن يك سري نكات حفاظتي از سوي ما بود. البته ما از نظر طراحي ها، نيرو و امكانات هم در مضيقه بوديم. حتي اينكه منطقه جنوب را رها كرديم رفتيم غرب و عمليات والفجر 10 را انجام داديم هم خيلي درباره آن بحث شد كه آيا اين كار درست بود يا نه ؟ به هر صورت تحليل خودمان اين است كه جداي از مشكلات موجود ، حتماً يك سري نكات حفاظتي در نظر گرفته نمي شد. ولي شايد سهم اين بخش كمتر باشد يعني علت اصلي اين بود كه عراق دست ما را خوانده بود و مي دانست ما يك عمليات بزرگ مثل والفجر 10 را كه انجام مي دهيم ، همه نيروها را مي بريم تاآنجارا تصرف كنيم وتا دوباره خودمان را آماده و تجهيز و سازماندهي كنيم، يك دوره زماني طول مي كشد. اين تحليلي بود كه به نظر من عراق از نوع عملكرد ما به آن رسيده بود به همين جهت توان خودش را در عمليات والفجر 10 كم بكار گرفت و در شرايطي عمليات خود را آغاز كرد كه ما در يك غافلگيري كامل فاو را از دست داديم.

¤از تجاربي كه در دوران دفاع مقدس حاصل شد چه مواردي را مي توانيد ذكر كنيد.

تجارب گرانبهايي به دست آمد كه بعدها هم سعي شد اين ها مكتوب شودتا در مجموعه سپاه مورد استفاره قرار گيرد، اما الآن به نظر مي آيد كه متأسفانه اين كار هنوز هم در مراكز آموزشي ما به نحو احسن انجام نشده است. حتي در بحث هاي نظامي كه اختصاصاً مربوط به خود ما بود هم در آموزشهاي مان استفاده نمي كنيم و دنبال آموزش هاي كلاسيك نظامي رفتيم. اين درحالي است كه به نظر مي آيد شرايط جديد ما با زمان جنگ با صدام كه يك دشمن منطقه اي و همسايه بود خيلي فرق مي كند اين دفعه طرف مقابل ما آمريكايي ها هستند . يعني اگر با آنها درگير شويم بايد از شيوه جنگ نامتقارن كه چند سالي به عنوان استراتژي نظامي سپاه انتخاب شده، استفاده كنيم .به همين علت شرائط حفاظتي نيز متفاوت با زمان جنگ صدام خواهد بود. در آن زمان ستون كشي داشتيم ولي در اين شرائط نمي شود ستون كشي كرد. حتي نوع ارتباطات ما كه در جنگ از بي سيم هاي متعددي استفاده مي كرديم، در نبرد نامتفارن نمي توانيم از آن شيوه استفاده كنيم. بنابراين بايد متناسب با توانمندي هاي دشمن جديد از تجارب قبلي استفاده كنيم، اما با يك حجم بالاتر ، تخصص و كيفيت بيشتر . لذا از آنجايي كه جنگ آينده يك جنگ حفاظتي است ،پس هر كس بتواند حفاظتش را كامل تر ، دقيق تر و بدون عيب انجام دهد موفق خواهد بود. به عبارت ديگر اگر در آن زمان حفاظت درصدي از موفقيت ها بود ،اينجا حفاظت اصل است.
[ دوشنبه نوزدهم بهمن 1388 ] [ 20:32 ] [ محمدرضا ] [ ]



پاتوق عمارها ، اخبار ، صالحون